چند کلمه از زبان انگلیسی انتخاب کردم که در زبان فارسی و ترکی نیز به همان صورت بکار برده می شود اکنون با هم آنها را مورد بررسی قرار می دهیمBascule-En- باس کیولˈbæskjuːl- bæskjuːl بَسکیول= قپان، اهرم یا لنگر پل متحرکمعانی دیگر: هر دستگاه الاکلنگ مانند، قپانه، اهرم، قپانی، باسکولBascule-Turk-باسیکیول، باسکول=باسکول، قپان، اهرم یا لنگر پل متحرک، و...Bas باس=سنگینی، ضغطه، فشار، مضیقه، زور، پرس، بار سنگین، پاگذاری، جای پا، پایگاه، ریشه، تکیه گاه، زمینه، پایه، زیرپایی، فشار، کلیک، پا بگذار، فشار بده، و... فعل امر باسماکbasmak=فشار دادن، پا گذاشتن، زور دادن، پا گذاشتن، و...(به معنی Base رجوع شود)ol yere ayak bas اُل یِره آیاک باس، ora ayaq bas، oraya ayak bas = به آنجا پا بگذار(قدم بگذار)üstine bas اوستینه باس= روی آن فشار بده(کلیک کن)ony bas اُنی باس، bas ona= آنرا فشار بده، آن را له کن، آن را کلیک کنBasc باسیکbasik= پایه ای، پوشیده، سر پوشیده، مسقف، سقف، پُل، بام، اشکوب، پوشش، رویه، سمک ، رواق، طاق، عرش، پا گذاری، قدم گذاری، محل فشار(سنگینی، وزن، اندازه، ثقل، و...) و...Ule یولyol= راه، جاده، سبیل، سلک، شاهراه، صراط، طریق، گذرگاه، مسلک، مسیر، معبر، ممر، منهاج، منهج، نهج، روال، روش، شعار، شیوه، طرز، طریقت، طریقه، منوال، رسم، عادت، مجرا، وضع، و...Cule کول، گول، قُل، qol، kol,gol=بازو، دست، بازه، ساعد، عضد مرفق ، اهرم، دسته، دیلم، شاهین، شاهین ترازو، میله اهرم، توانایی، قدرت، قوت، نیرو، یاور، و...adamiň iki koly bar آدامینگ ایکی کولی بار، adamın iki kolu var، insanın iki qolu var= آدم (انسان) دو بازو( دست، و...) داردiki kolindan tut ایکی کولیندان توت، iki kolunu da tut، hər iki qol
برچسب:
نویسنده: هیراد مهدوی
تاريخ: دوشنبه
10 مهر
1402 ساعت: 17:53